آرزوی 10 ساله ای که محقق شد!
به گزارش پایگاه خبری بصیرت خوشاب
دهه ۹۰ یکی از شلوغترین و پر کارترین روزها و شب های خبرنگاری ام بود.
روزگاری که تا پاسی از نیمه شب و تا صبح گاها پای خبرها می نشستم و برای خبرگزاری ها و روزنامه ها و کانال های کشوری خبر می نوشتم.
در دورانی که تنها خبرنگار دیار سربداران و شاید از معدود خبرنگاران ایران و جهان بودم که در بازه ای از زمان ها برای ۵ تا خبرگزاری رسمی کشور، روزنامه و پایگاه خبری مجوز دار کشوری همزمان گزارش، عکس و خبر و فیلم… بدون تکرار و متفاوت می نوشتم و ارسال می کردم و همه منتشر می شد.
در همان دهه ۹۰ و اوایل دهه ۴۰۰ به کرات از برترین خبرنگاران ایران و خراسان بزرگ انتخاب شدم و جوایز مختلفی در عکاسی، خبرنگاری و گزارش نویسی و غیره الحمدالله اهدا شد و خبرها تا آن طرف دنیا نیز رفت و منتشر می شد ولی همیشه از شهرت فراری بودم.
همیشه در این ایامیک چیز دغدغه ذهنم بود. کمبود زمان!
به دلیل عشق و علاقه بی حد و حصر به کار و نیت و هدفی که داشتم
گاهی آرزو می کردم ۲۴ ساعت شبانه روز ۲۵ ساعت یا ۲۶ ساعت شود تا بتوانم به کارهایم برسم و به موقع بتوانم خبرها را ارسال کنم ولی نمی شد.
در یک دهه گذشته تا پاییز ۱۴۰۳ به دلیل واقعه تلخی که برخی مسولان در شهرستان خوشاب برایم ایجاد کردند و در اعتراض به رفتارشان با خبرنگاری در خبرگزاری ها و روزنامه نگاری خداحافظی کردم
به دلیل ترافیک خبری روزهای جمعه که اکثر مردم و تمامادارات دولتی تعطیل بودند همیشه سر کار بودم و تا قبل از ساعت ۳ بعد ازظهر باید خطبه های نماز جمعه و خبرهای روز جمعه را برای روزنامه و خبرگزاری ها ارسال می کردم .
در کنار تمام نوشتن ها یک آرزوی بزرگ داشتم و همیشه دغدغه ذهنی ام بود.
آیا می شود روزی برسد که مستقیم از روی یک فایل صوتی در عرض چند دقیقه بدون گوش دادن خبر نوشت و کمبود وقت را به نحوی جبران کنم!
آرزوی بزرگی که خداوند سبحان بعد از یک دهه خیلی فراتر از آرزوی جوانی ام را برایم محقق کرد و شب گذشته اولین خبر مستقیم از روی فایل صوتی خطبه های نماز جمعه خوشاب به کمک هوش مصنوعی برای پایگاه خبری بصیرت خوشاب که مدیر مسولی آنرا بر عهده دارم نوشتم، نزدیک بود بال دربیارم.
به قول دانشمند بزرگ که مسئله را حل کرده بود و می دوید و داد میزد یافتم، یافتم….
منم یافته بودم.
ولی ….
الهی بی نهایت شکر و سپاست…
@khoshab1









