کالابرگ شرمنده، جیب شرمندهتر!
🔻
به گزارش بصیرتخوشاب، رئیسجمهور محترم گفتهاند: «از مردم بابت افزایش نیافتن کالابرگ شرمندهایم.»
واقعاً جای تشکر دارد؛ چون در این روزگار، اعتراف به شرمندگی خودش تبدیل به یک نوع سرمایه اجتماعی شده! 😄
قرار بوده کالابرگ متناسب با افزایش نرخ ارز بالا برود، اما نشده است.
یعنی ظاهراً کالابرگ هم منتظر دلار بوده؛ دلار دویده، کالابرگ جا مانده!
حالا گفتهاند راهی پیدا شده که کالابرگ بعضی دهکها افزایش پیدا کند و تعداد دهکها هم در حال بررسی است.
احتمالاً جلسه تصمیمگیری چیزی شبیه این است:
ـ چند دهک را افزایش بدهیم؟
ـ هرچقدر بودجه اجازه داد!
ـ بودجه چقدر اجازه میدهد؟
ـ فعلاً اجازه نمیدهد! 😂
از طرفی درباره تحریمها هم گفته شده اگر ادامه پیدا کند، گرانی بیشتر میشود؛ واردات گرانتر شده و کشتیها مجبورند دور بزنند.
البته مردم هم مدتهاست دارند دور میزنند؛ فقط نه دور دنیا، دور بازار!
یک دور برای قیمت گوشت،
یک دور برای روغن،
یک دور برای دارو،
و در نهایت یک دور هم برای رسیدن به صندوق فروشگاه!
رئیسجمهور محترم همچنین گفتهاند: «همه تصور میکردند تا حالا باید قحطی شود؛ چرا قحطی نیست؟
چون کالا در بازار هست.»
بله، کالا هست؛
فقط بین «موجود بودن کالا» و «توان خرید کالا» یک فاصله کوچکی به نام قدرت خرید مردم وجود دارد!
مثل این است که بگوییم:
«نگران نباشید، بنزین در پمپبنزین موجود است!»
و راننده بگوید:
«بله، ولی کارت بانکی من هم موجود است؛ موجود بودن که دلیل نمیشود موجودی هم داشته باشد!» 😂
خلاصه اینکه فعلاً کالا هست، تحریم هست، گرانی هست، وعده هست، شرمندگی هم هست…
فقط چیزی که باید جدیتر از همه دنبالش گشت، قدرت خرید مردم است؛ چون ظاهراً آن یکی از همه بیشتر «دور زده» و از دسترس خارج شده!
و شاید طنز تلخ ماجرا همین باشد:
کالابرگ از گرانی جا مانده، حقوق از تورم جا مانده و مردم ماندهاند که از کدامیک جلو بزنند!
بصیرتخوشاب #طنز
@khoshab1







