نسخه «پسته هوشمند» مسولان برای در امان ماندن از سارقان؛ وقتی نه برق هست، نه آنتن!
به گزارش بصیرتخوشاب، در جلسه پیشگیری از سرقت محصول پسته در خوشاب، نسخهای برای امنیت باغها پیچیده شد که اگر درست اجرا شود، احتمالاً پستههای خوشاب هم بهزودی وارد عصر دیجیتال میشوند؛ دوربین مداربسته هوشمند، سیستم اعلام خطر، روشنایی سنسوردار، حصارکشی اصولی و البته حضور فیزیکی کشاورز!
اصل ماجرا اما کاملاً جدی است. پسته محصولی ارزشمند است و سرقت آن میتواند خسارت قابلتوجهی به کشاورز وارد کند. بنابراین پیشگیری، آموزش و استفاده از فناوری، پیشنهادهای قابلتأملی هستند.
اما طنز ماجرا از جایی شروع میشود که قرار است برای باغی که شاید هنوز با مشکل برق و آنتن تلفن همراه مواجه است، نسخه «هوشمندسازی» بپیچیم!
یعنی مسئول محترم میگوید:
«دوربین هوشمند نصب کنید.»
کشاورز میپرسد:
«حتماً؛ فقط برقش را از کجا بیاورم؟»
میگویند:
«سیستم را از راه دور کنترل کنید.»
کشاورز:
«با کدام اینترنت؟»
و اینجاست که احتمالاً پستهها هم وارد بحث میشوند و میگویند:
«ما که هنوز به اینترنت اشیا وصل نشدهایم، اول یک فکری برای خودمان بکنید!»
البته مسئله فقط برق و آنتن نیست.
دوربین، سنسور، روشنایی، فنس و تجهیزات امنیتی همه هزینه دارند.
کشاورزی که همین حالا با هزینههای آب، کود، سم، کارگر، ماشینآلات و نگهداری باغ دستوپنجه نرم میکند، اگر قرار باشد یک مرکز فرماندهی امنیتی هم در باغ راه بیندازد، ممکن است قبل از سارقان، خودِ هزینه تجهیزات محصول را غافلگیر کند!
از طرف دیگر گفته شده حضور کشاورز یا خانواده او در باغ هنگام برداشت میتواند از سرقت جلوگیری کند.
این پیشنهاد البته بسیار سنتی، ساده و کمهزینه است؛ فقط یک ایراد کوچک دارد: اگر کشاورز قرار باشد شب و روز نگهبان باغ باشد، چه زمانی باید محصول را برداشت کند و یا چه زمانی به زندگی شخصی و بقیه کارهای زندگی برسند؟
شاید از این به بعد در شناسنامه شغلی کشاورزان بنویسند:
کشاورز، باغدار، نگهبان، اپراتور دوربین و مسئول شیفت شب!
همسر کشاورز هم شب تلفن میزند:
ـ امشب خانه میآیی؟
ـ نه، سنسور باغ ساعت ۲:۴۰ یک حرکت مشکوک ثبت کرده!
ـ چی بوده؟
ـ هنوز نمیدانم؛ شاید گربه بوده، شاید سارقان، شاید هم پستهها از استرس تکان خوردهاند!
اما یک نکته مهمتر هم وجود دارد. اگر قرار باشد کشاورزان به نصب تجهیزات امنیتی «ملزم» شوند، بهتر است مشخص شود این الزام دقیقاً بر چه مبنای قانونی است، چه استانداردی دارد و هزینه آن چگونه تأمین میشود. چون الزام بدون حمایت مالی و زیرساختی، ممکن است بهجای حل یک مشکل، یک مشکل تازه به کشاورز تحمیل کند.
فناوری قطعاً میتواند در کاهش سرقت مؤثر باشد؛ دوربین، روشنایی، هشدار، ردیابی و ارتباط سریع با نیروهای مسئول، ابزارهای مفیدی هستند. اما فناوری زمانی جواب میدهد که زیرساخت و امکان استفاده از آن هم وجود داشته باشد.
نمیشود به باغدار گفت:
«برو هوشمند شو!»
و بعد یادمان بیفتد که در همان باغ، آنتن موبایل با یک حرکت باد ناپدید میشود!
از سوی دیگر، موضوع فقط وظیفه کشاورز نیست.
حفاظت متعارف از ملک بر عهده مالک است، اما پیشگیری از جرم و برخورد قانونی با سرقت نیز وظایف مشخص دستگاههای مسئول را دارد.
بنابراین قرار نیست همه بار امنیت روی دوش کشاورز گذاشته شود و بعد اگر اتفاقی افتاد، اولین سؤال این باشد که «دوربین داشتی یا نه؟»
اصلاً شاید در آینده برای باغها هم «معاینه فنی امنیتی» راه بیفتد:
دوربین داری؟
نداری!
فنس چطور؟
ندارم!
سنسور؟
ندارم!
پس باغ شما از نظر امنیتی مردود است؛ لطفاً یک ماه دیگر با تجهیزات کامل مراجعه کنید!
در نهایت، استفاده از فناوری، آموزش کشاورزان، کوتاهشدن زمان برداشت، حضور مؤثر نیروهای انتظامی و هماهنگی دستگاههای مسئول، اگر همراه با حمایت و برنامه عملی باشد، میتواند واقعاً مؤثر باشد.
اما بهتر است قبل از اینکه پستهها را هوشمند کنیم، راهکارها را هوشمند کنیم.
چون باغ هوشمند بدون برق، اینترنت، تجهیزات مناسب و توان مالی کشاورز، بیشتر شبیه یک «باغ با آرزوهای دیجیتال» است!
و شاید روزی برسد که خود پستهها هم پیام بدهند:
«مالک گرامی؛ ما آماده برداشتیم. فقط لطفاً قبل از نصب هوش مصنوعی، یک فکری برای برق و آنتن باغ بکنید!»
آن روز میتوان گفت پروژه هوشمندسازی واقعاً به ثمر نشسته است؛ درست مثل خود پسته!
بصیرتخوشاب
@khoshab1







