از «تالار مجلل» تا “یا خدا! در خوشاب”
به گزارش #بصیرتخوشاب ما همیشه فکر میکردیم تالار مجلل یعنی لوستر کریستال، سقف شیک،کف براق، صندلیهای مرتب و فضایی که آدم وقتی واردش میشود، احساس کند آمده عروسی، نه بازدید از پروژه عمرانی نیمهتمام! اما ظاهراً تعریف «مجلل» در سلطانآباد، مرکز شهرستان خوشاب تغییر کرده و ما بیخبریم! در تالاری که گفته می شود عنوان «مجلل» را یدک میکشد، با ورود به تالار با سقفی مواجه میشویم که اگر کمی بیشتر به آن نگاه کنید، بهجای تبریک به عروس و داماد، ناخودآگاه میگویید: «خدا آخر و عاقبت این مراسم را به خیر کند!» سقف چنان حال و روزی دارد که آدم نمیداند قرار است مراسم عقد برگزار شود یا مانور مدیریت بحران! مهمانان آمده اند عروس و داماد هم قرار است زیباترین شب زندگیشان را تجربه کنند؛ اما سقف انگار خودش برای ایفای نقش اول یک فیلم حادثهای آماده شده است!

«مجلل» بود؛ فقط ما هنوز به تعریف جدیدش عادت نکردهایم! یکی از مهمانان شهرهای همجوار با دیدن وضعیت تالار، با تعجب از مردم میپرسید: «اینجا قبلاً چی بوده؟!» واقعاً سؤال خوبی است! چون از ظاهرسقف و سازهها،آدم فکر میکند ساختمان باید چند فصل در یک سریال تاریخی، نقش «انبار متروکه» را بازی کرده باشد و حالا به اشتباه برای برگزاری عروسی اجاره داده شده است! البته شاید مشکل از تالار نباشد؛شاید مشکل از ذهن ماست که هنوز با استانداردهای قدیمی «مجلل بودن» زندگی میکنیم! ما سادهلوحانه تصور میکردیم مجلل یعنی ساختمان سالم و ایمن! در حالی که ظاهراً در تعریف جدید،سوراخ ها، آهنآلات نمایان، سیمهای مارپیچی برق و وصلههای عجیبوغریب هم میتوانند بخشی از دکوراسیون مدرن باشند!

«بابابرقی» اگر اینجا را ببیند،بازنشسته میشود! اما قسمت برقی ماجرا از همه جالبتر است. سیمهایی که در اطراف سازههای فلزی عبور کردهاند و بخشهایی که ظاهراً با وصله و چسب سامان داده شدهاند، آنقدر آدم را نگران میکنند که بعید نیست بابابرقی وارد تالار شود، نگاهی به سیمها بیندازد و همانجا استعفایش را بنویسد! احتمالاً میگوید: «من برای این یکی دیگه آموزش ندیدم!» البته اینجا دیگر طنز تمام میشود. وقتی سیم برق در مجاورت سازههای فلزی، سقف و محل تجمع صدها نفر قرار دارد، دیگر موضوع فقط زیبایی و نظم نیست؛ بحث ایمنی جان انسانهاست. مردم یک سؤال منطقی دارند: چه کسی وضعیت برق، سازه، سقف، سیستم اعلام حریق و تجهیزات ایمنی این محل را بررسی کرده است؟ اگر بازدید و تأیید رسمی انجام شده، مردم حق دارند بدانند بر اساس چه استانداردی و با چه تاریخی تأیید شده است. و اگر تأیید نشده، سؤال بزرگتر است: چرا باید چنین مکانی میزبان مردم باشد؟

مسئولیت، فقط امضای پایین برگه نیست! گاهی در کشور ما یک اتفاق عجیب رخ میدهد؛برای یک موضوع کوچک، چندین امضا و تأییدیه میخواهیم، اما وقتی پای اماکن عمومی و جان مردم وسط میآید، ناگهان همه چیز به جمله معروف «انشاءالله مشکلی پیش نمیآید» ختم میشود! ولی با «انشاءالله» مردم بیمه نمیشوند! سقف با انشاءالله محکم نمیشود؛ سیم برق با انشاءالله عایق نمیشود و سیستم اطفای حریق با انشاءالله فعال نمیشود! اگر تالار مجوز بهرهبرداری دارد،باید پرسید مبنای فنی آن مجوز چیست؟ اگر ندارد،باید پرسید چرا فعال است؟ و اگر مجوزها مربوط به سالهای گذشته است، باید پرسید: آیا وضعیت فعلی ساختمان همان وضعیتی است که هنگام صدور تأییدیه وجود داشته؟ چون ممکن است ساختمانی روزی استاندارد بوده باشد و بعدها تغییرات، فرسودگی یا دستکاری تأسیسات، شرایطش را عوض کرده باشد.

اینجا عروسی است، نه «بختآزمایی سقف»! هیچکس مخالف شادی مردم نیست. اتفاقاً تالار عروسی باید جایی باشد که خانوادهها با خیال راحت وارد شوند، چند ساعت بخندند، شام بخورند، عکس بگیرند و سالم به خانه برگردند. مهمان نباید هنگام خوردن شام، هر چند دقیقه یکبار به سقف نگاه کند و با خودش حساب کند: «اگر این ورق و … بیفتد، کدام طرف فرار کنم؟!» عروس نباید نگران سقف باشد، داماد نباید متخصص برق شود و مهمان هم نباید در کنار میز شام، دوره فشرده «شناسایی خطرات سازهای» بگذراند!

و اما یک سؤال کاملاً جدی نقد ما متوجه یک فرد مشخص نیست و درباره صدور مجوز نیز بدون بررسی اسناد نمیتوان حکم قطعی داد. اما آنچه از نزدیک رویت شده است ، آنقدر سؤال ایجاد میکند که شایسته است مسئولان مربوطه به جای ناراحت شدن از طرح سؤال، به آن پاسخ روشن بدهند. مردم فقط یک چیز میخواهند: امنیت. نه بیشتر. اگر این تالار ایمن است، مدارک و تأییدیههای معتبرش را نشان دهید تا خیال مردم راحت شود. اگر ایرادی دارد، قبل از حادثه اصلاحش کنید. چون بعد از حادثه، دیگر نه «مجلل» بودن مهم است،نه «مجوز» و نه اینکه چه کسی چه برگهای را امضا کرده است. #بصیرتخوشاب#طنز







