اندر احوال مملکتِ کانال‌ها و گروه‌ها در خوشاب!

قربان خاک پای خوانندگان محترم! عرض می‌شود که در ولایت شهرستان خوشاب، اوضاع رسانه چنان ترقی کرده که اگر جناب دهخدا امروز زنده بود، احتمالاً «چرند و پرند» را می‌گذاشت کنار و می‌آمد ادمین یکی از همین کانال‌ها می‌شد! اینجا بصیرت خوشاب هست، راه خوشاب هست، آینده‌سازان خوشاب هست، ایستگاه رسانه هست، دیوار خوشاب هست، اتاق گفت‌وگو هست، اخبار کشاورزی هست، آلبوم خاطرات سلطان‌آباد هست و ماشاءالله آن‌قدر گروه و کانال هست که اگر یک خبر از درِ خوشاب وارد شود، تا به آخر شهرستان برسد، از ده‌ها کانال عبور کرده و خودش دیگر یادش نمی‌آید اصل خبر چه بوده! یکی می‌گوید: «خبر فوری!» یکی می‌گوید: «خبر تکمیلی!» یکی می‌گوید: «لحظاتی پیش!» و بنده عرض می‌کنم: «نتیجه‌اش کو؟» جواب می‌آید: «در حال پیگیری است!» آقا جان! پیگیری که خبر نمی‌شود؛ نتیجه خبر است!

🔵

اندر احوال کشاورز در همین اثنا، کشاورز بیچاره از راه رسید و گفت: «آقا! من اخبار کشاورزی شهرستان خوشاب را هر روز می‌خوانم، اما یک سؤال کوچک دارم؛ گندم و پسته و محصول مرا چند می‌خرند؟» گفتم: «این را باید از بازار پرسید.» گفت: «پس این همه خبر برای چیست؟» گفتم: «برای اینکه بدانی محصولت چرا گران و ارزان می‌شود!» گفت: «من علت نمی‌خواهم، پولش را می‌خواهم!» دیدم راست می‌گوید؛ سکوت کردم.

🔵

اندر احوال مسئول و «در دست بررسی» بعد از آن به اداره‌ای رفتیم. گفتیم: «آقا! مشکل مردم چه شد؟» فرمودند: «در دست بررسی است.» گفتیم: «کی حل می‌شود؟» فرمودند: «در حال پیگیری است.» گفتیم: «پس نتیجه؟» فرمودند: «دستور لازم صادر شده.» گفتم: «الحمدلله! پس فقط خودِ مشکل مانده که هنوز خبر ندارد دستورش صادر شده است!»

🔵

اندر احوال رسانه‌ها «بصیرت خوشاب» می‌گوید: مردم باید بدانند. «راه خوشاب» می‌گوید: راه مطالبه را باید پیدا کرد. «آینده‌سازان خوشاب» می‌گوید: فردا را بسازیم. «یاد باد آن روزگاران» می‌گوید: گذشته را فراموش نکنیم. «نشر خوبی‌ها» می‌گوید: خوبی‌ها را منتشر کنیم. «دیوار خوشاب» می‌گوید: هرچه دارید روی من بنویسید! و بنده عرض می‌کنم: خدا پدر همه‌تان را بیامرزد؛ فقط یک نفر پیدا شود و بنویسد آخرش چه شد؟!

🔵

حکایت آخر روزی مردی از کنار خوشاب می‌گذشت. دید برای هر روستا یک گروه، برای هر اداره یک کانال، برای هر مناسبت یک پوستر و برای هر جلسه چندین عکس منتشر شده است. تعجب کرد و پرسید: «پس لابد اینجا همه مشکلات حل شده؟» گفتند: «نه آقا!» گفت: «پس این همه گروه و رسانه برای چیست؟» گفتند: «برای اینکه مشکل، بی‌خبر نماند!» مرد خندید و گفت: «خوشاب را رسانه فراوان است؛ آنچه کم است، خبری‌ست که آخرش بنویسند: مشکل حل شد!» #بصیرت‌خوشاب#طنز#هوش_مصنوعی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *