نوبت آبدارچی: چرخشهای طنزآمیز صندلی شهردار در سلطانآباد
بصیرت خوشاب – در یکی از گفتگویهای روزمره با یکی از اهالی شریف سلطانآباد،مرکز شهرستان خوشاب بحث به تحولات اخیر شورای شهر و شهرداری کشید.
ناگهان، همصحبتم با نگاهی پر از تأسف چرخید و گفت:
«این دوره، واقعاً به آبدارچی شهرداری نامهربانی شده!»
ابتدا، ذهنم درگیر شد و هرچه چرخاندم، به توجیهی نرسیدم.
مگر چه امری رخ داده که چنین حرفی بزند؟
اما او با لبخندی تلخ ادامه داد: «شورای شهر سلطانآباد، راننده کامیون را به عنوان شهردار معرفی کردند و شهردار شد و یکسال بعد در جلسه ای اعضای شورا از پاسخ سوالات شهردار قانع نشدند و قبل از برکناری نوشتند استعفا داد.
شورای حسابدار را شهردار معرفی کردند و آنچه نباید بشود شد.
مسئول مالی شهرداری را هم به عنوان گزینه اصلی شهرداری گذاشتند و باز، چرخش دیگری رخ داد.
حتی یکی از اعضای دیگر شورا را از بین خودشان پیشنهاد دادند، اما به سرانجام نرسید.
حالا، اگر نوبتبندی را در نظر بگیریم، خب، نوبت آبدارچی شهرداری سلطان آباد رسیده بود که فرصتی بیابد – اما انگار همه چیز را از نو راهاندازی کردهاند و دوباره به گزینههای آشنا بازگشتهاند.»
لحظهای سکوت کردم، فکر کردم و سپس، خندهای از لبم پرید.
اما به قول شاعر، این خنده، از جنس گریه بود… گریهای بر چرخشهای بیپایان در یک شهر کوچک، که در آن، حتی آبدارچی را هم در صف انتظار شهردار شدن می دانند.
در سلطانآباد، این داستانها نه تنها زنگ تفریحی برای گفتگویهای کافهای و کوچه و بازارها است، بلکه یادآوری تلخی بر ضرورت شفافیت و ثبات در مدیریت شهری است. شاید روزی، نوبت همه برسد که شهردار شوند – یا حداقل، چرخشها، قاعدهمندتر شود.
طنز_تلخ
بصیرت_خوشاب
@khoshab1







