از صیغه جنجالی تا فرار به لندن!

به گزارش پایگاه خبری بصیرت خوشاب در دنیای سیاست ، جایی که برخی می‌گویند “سیاست پدر و مادر ندارد”، انتشار اخبار جنجالی نظیر دستگیری یکی از بازیگران سینما یا یک سیاستمدار بزرگ اغلب موج‌های عظیمی از شوک و بحث به راه می‌اندازد.

این بار، با ورق زدن تاریح نگاهی به یکی از پرونده‌های پر سر و صدای دهه ۸۰ می‌اندازیم: ماجرای ادعای صیغه و دستگیری عطاالله مهاجرانی، وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی، که نه تنها زندگی او را دگرگون کرد، بلکه به تبعید داوطلبانه‌اش به بریتانیا ختم شد.

این داستان، که بیش از دو دهه از آن می‌گذرد، هنوز هم در محافل سیاسی و رسانه‌ای ایران نقل محافل است و یادآور آن است که چگونه یک ادعای خصوصی می‌تواند به رسوایی عمومی تبدیل شود.عطاالله مهاجرانی، سیاستمدار اصلاح‌طلب برجسته و چهره‌ای آشنا در کابینه محمد خاتمی، پس از پایان وزارتش در سال ۱۳۷۶، به ریاست “مرکز گفت‌وگوی تمدن‌ها” منصوب شد – نهادی که نمادی از دیپلماسی فرهنگی دولت اصلاحات بود.

” اما در سال ۱۳۸۳، سایه‌ای سنگین بر این مسیر افتاد. خانم مهسا یوسفی دلدار، کارمند سابق همان مرکز، با ادعای جسورانه‌ای روبه‌رو شد:او اعلام کرد که مدت‌ها است همسر صیغه‌ای سید عطاالله مهاجرانی است و از وی به دلیل عدم ثبت رسمی این ازدواج شکایت کرده است.

این ادعا، که ابتدا توسط مهاجرانی به عنوان “پرونده‌سازی حزب رقیب” رد شد، به سرعت به یک بحران تمام‌عیار تبدیل شد و موجی از گمانه‌زنی‌ها را در رسانه‌های داخلی و خارجی برانگیخت.مهاجرانی، که همیشه به عنوان مدافع آزادی بیان و اصلاحات فرهنگی شناخته می‌شد، در بیانیه‌ای مشترک با همسر رسمی‌اش، جملیه کدیور – نماینده سابق مجلس و فعال سیاسی – این اتهام را “کذب محض” خواند و آن را توطئه‌ای سیاسی علیه خود دانست.

با این حال، دادگاه خانواده تهران حکم به بازداشت موقت وی صادر کرد؛ و یکی از دلایل آنرا عدم ثبت ازدواج موقت و نقض قوانین مربوط به روابط خصوصی بیان کردند.در تیرماه ۱۳۸۳، مهاجرانی برای چهار روز روانه بازداشتگاه شد – روزهایی که برای بسیاری از نزدیکانش، نمادی از سقوط ناگهانی یک سیاستمدار قدرتمند بود.اما داستان به این سادگی تمام نشد.قاضی پرونده، با در نظر گرفتن شرایط خاص، به وی فرصت داد تا رضایت شاکی را جلب کند.

مهاجرانی، با میانجی‌گری و مذاکرات پشت‌پرده، موفق به کسب رضایت مهسا یوسفی دلدار شد و آزاد گردید.هرچند پرونده ظاهراً بسته شد، اما زخم‌های آن عمیق ماند.

چند ماه بعد، در سال ۱۳۸۴، عطاالله مهاجرانی ایران را ترک کرد و به عنوان پناهنده سیاسی به بریتانیا رفت – جایی که تا امروز در تبعید خود خواسته زندگی می‌کند و گاه‌به‌گاه از طریق رسانه‌های خارجی به مسائل ایران می‌پردازد.

جالب اینجاست که در سال ۱۳۸۵، دادگاه تجدیدنظر حکم قطعی برای ثبت قانونی ازدواج موقت مهاجرانی با مهسا یوسفی دلدار صادر کرد، اما مهاجرانی هرگز به ایران بازنگشت تا آن را اجرا کند.این پرونده، که توسط برخی به عنوان “رسوایی اخلاقی” توصیف شده، نه تنها به استعفا و انزوای سیاسی مهاجرانی منجر شد، بلکه بحث‌های گسترده‌ای درباره حقوق زنان، ازدواج موقت و مرزهای سیاست و زندگی خصوصی در ایران به راه انداخت.

این ماجرا، یکی از نخستین پرونده‌های جنجالی صیغه در میان نخبگان سیاسی ایران بود و نشان داد که چگونه یک ادعای شخصی می‌تواند به نمادی از درگیری‌های جناحی تبدیل شود.مهاجرانی، که هنوز در لندن به قلم و تحلیل‌هایش ادامه می‌دهد، هرگز جزئیات بیشتری از این فصل تلخ زندگی‌اش فاش نکرده، اما سایه‌اش بر کارنامه سیاسی‌اش سنگینی می‌کند. آیا این پایان داستان است یا فقط آغاز یک روایت ناتمام؟ زمان، قاضی نهایی خواهد بود.

#بصیرت‌خوشاب @khoshab1

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *