از «کمرای» لوکس تا دستمال کاغذیِ جیب کارگر روایت مهربانی بیمرز
به گزارش بصیرتخوشاب مهربانی تنها زبانی است که به هیچ ترجمهای نیاز ندارد. نه پول میشناسد، نه ماشین، نه لباس کار.
فقط دل میخواهد؛ دلی که برای خدمت تپیده باشد. پلان اول؛ از آسفالت داغ مکه تا خنکای کولر «کمرا» از هتل که بیرون میزنم، عزمم را جزم کردهام تا رسیدن به خانه خدا و مسجدالحرام پیادهروی کنم. هوا گرم است، اما دل سبک.
ده دقیقهای بیشتر نرفته بودم که یک تاکسی مدل بالای «کمرا» با ترمز نرمی جلوی پایم میایستد.
شیشه پایین میرود. مردی سیهچهره با چشمانی که از پشت لهجه عربیاش مهربانی میبارد، مرا به سفر دعوت میکند. میگویم: «پولی الان همراه ندارم، برادر.»
میگوید: «هیچ پولی نمیخواهم. فقط خدمت.» سوار میشوم. خنکای مطبوع کولر، مثل نوازشی بر جان خستهام مینشیند. چند دقیقه بعد میپرسم: «اهل کجایی؟» میگوید: «بنگلادش.» نه نامش را پرسیدم، نه شمارهای گرفت.
مرا کنار مسجدالحرام پیاده کرد، سلامی کرد و رفت. او با آخرین مدل خودروی جهان، فقط به این فکر میکرد که یک زائر خسته را به خانه خدا برساند. پلان دوم؛ از پله برقی تا دستمال کاغذی تمیز وارد سرویسهای بهداشتی نزدیک حرم میشوم.
پله برقی مرا به طبقه پایین میبرد. هنوز چشمم به راهرو نیفتاده که کارگری با لباس نظافت، بیهیچ کلمهای به استقبالم میآید. دستی به هوا تکان میدهد که بیا. بیهیچ صدا و ادعایی در شلوغی جمعیت مرا میبرد به سمت تمیزترین سرویسها. بعد، از جیب کارش چند برگ دستمال کاغذی تمیز درمیآورد و لابهلای انگشتانم میگذارد.
برای بعد از وضو، برای خشک کردن قطرههای آب از دستانم. همین. هیچ حرفی نمیزند. فقط سری تکان میدهد و میرود. او با کمترین امکاناتی که در جیبش داشت، هرآنچه از دستش برمیآمد انجام داد. نکته اینجاست: یکی با «کمرا»ی آخرین مدل، دیگری با چند برگ دستمال کاغذیِ لای جیب کار. اما هر دو یک کار کردند: خدمت بیچشمداشت. یکی از بنگلادش آمده بود و در حال کار با یک تاکسی لوکس بود، دیگری از همان بنگلادش؟ شاید از هند؟ یا نپال؟ یا پاکستان….نمیدانم.
اما میدانم که مهربانی، نه ماشین میخواهد، نه کولر، نه حتی کلمات. مهربانی زبانی است که خدا به قلب بندگانش هدیه داده؛ بیترجمه، بیمرز، بیچون و چرا. پ.ن: در روزگاری که برخی همهچیز را به پول، مدل ماشین و قشر اجتماعی میسنجند، باز هم هستند انسانهایی که یادمان میدهند: قیمت آدمها به داشتههایشان نیست، به اندازه دلشان است.
با کاروان #حج_تمتع۱۴۰۵ -۲۳ #بصیرتخوشاب@khoshab1








