سنت های ماه رحمت الهی

چگونگی تعیین اوقات شرعی در گذشته/ ستاره سحر؛ راهی برای تشخیص صبح صادق -بصیرت خوشاب nemz.ir

✍علی اکبر ملکی

به گزارش پایگاه خبری بصیرت خوشاب با نگاهی به آخرین دعاها و وداع با ماه مبارک #رمضان که نوای اشک و امید در کلام امام سجاد (ع) و شاعران است می توان نوشت: 

۱. وداع با ماه مبارک رمضان وداعی است که جان را میلرزاند:
امام سجاد (ع) در دعای وداع با رمضان، گویی قطره های اشکش را به واژه ها تبدیل کرده است.
این دعا، آینه ای از دلِ بیقرارِ انسانی است که میداند رمضان، میهمانی است رخت بربسته، اما آتش عشقش در جان باقی است: 

🟢 سپاس با لرزشِ اشتیاق: 

  *«اللَّهُمَّ مَا عَمِلْتُ فِيهِ مِنْ عَمَلٍ أَسْأَتُ فِيهِ فَلَا تَؤَاخِذْنِي، وَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ فِيهِ فَلَا تَسْلُبْنِي»
  (خدایا! هر عملی که در این ماه انجام دادم و ناشایست بود، مرا مؤاخذه مکن، و هر نعمتی که به من بخشیدی، آن را از من مگیر…). 

  این جمله، فریادی است از ترسِ از دست دادنِ برکاتی که گویی در لحظه های وداع، همچون شن های میان انگشتان میلغزند. 

🟢 ترس از بازگشت به تاریکی:

  «وَ لَا تَرُدَّنِي بَعْدَهُ إِلَى مَعَاصِيكَ»
  (مرا پس از رمضان به نافرمانی هایت بازمگردان…). 
  گویی امام (ع) از خویش می هراسد؛ از آنکه مبادا دل، دوباره در گرداب غفلت فروغلتد. 

🟢 آرزوی جاودانگیِ رمضان: 

  «وَ اجْعَلْ هَذَا الشَّهْرَ الَّذِي وَفَّقْتَنِي لِصِيَامِهِ وَ قِيَامِهِ، سَبَبًا لِقُرْبِي مِنْكَ»

  (این ماه را که توفیق روزه و عبادتش دادی، سبب نزدیکی ام به خودت قرار ده…). 

  این جمله، نوایی است از امیدی که میخواهد رمضان نه پایان، که آغازِ پرواز به سوی خدا باشد. 

🔵۲. در همین رابطه شاعران نوحه های بی پایانی از اشک تا ستاره سروده اند.
 
برخی از شاعران، وداع با رمضان را با زبانی آتشین و اشک آلود به تصویر کشیده اند، گویی هر بیتشان، قطره اشکی است بر رخسارهٔ زمان: 

🟢الف) شعر فارسی و زمزمه های جانسوز مولوی: 

  «رمضان آمد و رفت، ولیک از برِ ما / چو نگارِ سفرکرده، نشانش بُوَد باز»

  (رمضان آمد و رفت، اما همچون معشوقی که سفر کرده، نشانه هایش همیشه با ماست!). 

  مولوی رمضان را “نگار سفرکرده” میخواند؛ معشوقی که رفت، اما عطرش در خانهٔ دل میپیچد. 

🟢- صائب تبریزی: 
  «گریه کردم چو رمضان رفت و نگفتم با کسی / کاین غریبِ مهربان، اشکِ من از چشمش بخواست»

  (وقتی رمضان رفت، بیصدا گریستم؛ گویی این میهمان مهربان، اشکهایم را از چشمانم ربوده است!). 
  صائب، رمضان را “غریب مهربان” مینامد؛ غریبی که با رفتنش، گویی بخشی از جان شاعر را با خود برد. 

🟢- حافظ: 
  «رمضان شد چو شبی، رفت به تاریکیِ دَهر / ای صبا، گر بگذری بر مدینه، سلامم را برسان»
  (رمضان همچون شبی گذرا در تاریکی زمان محو شد؛ ای باد! اگر به شهر رمضان رسیدی، سلام مرا برسان…). 
  حافظ با نگاهی استعاری، رمضان را “شهری” میداند که روحش هنوز در آسمانِ معنویت میدرخشد. 

🟢ب) شعر عربی و آهنگِ فراق در کویرِ واژه ها
 

  • ابن فارض (عارف مصری): 
      «وَدَّعْتُ رَمَضَانَ وَ قَلْبِي یَتِیمٌ / یَبْکِي عَلَیْهِ کَمَا یَبْکِي الْأَطْفَالُ»

  (رمضان را بدرود گفتم، در حالی که دلم یتیم است؛ مانند کودکان بر فراقش گریستم!). 
  تشبیه دل به “یتیم”، تصویری است از انسانی که حمایتِ رمضان را از دست داده است. 

🟢- امیرالکتاب (شاعر معاصر عرب): 
  «شَهْرُ الصَّیامِ رَحَلَ وَاللَّیْلُ یَبْکِي / وَالنَّجْمُ یَسْقُطُ دَمْعَةً فِي الْمَکَانِ» 
  (ماه روزه رفت و شب میگرید، و ستارگان اشکشان چون قطره بر زمین میریزد!). 

  این بیت، وداع با رمضان را به صحنه ای کیهانی تبدیل میکند؛ گویی تمام هستی در فراق او میگرید. 

🟢- نازک الملائکه (شاعرۀ عراقی): 
 
«رَمَضَانُ یَمْضِي وَ یَتْرُکُنَا مِثْلَ السُّفُنِ / تَئِنُّ فِي البَحرِ: هَلْ نَلْقَاکَ یَوْمًا یَا شَهْرِي؟»* 
  (رمضان میرود و ما را چون کشتی هایی بر جای میگذارد که در دریا ناله میکنند: آیا روزی تو را باز خواهم دید، ای ماه من؟).

  این تصویرِ کشتی های سرگردان، نمادی است از انسانهایی که بی رمضان، در دریای زندگی گم شده اند. 

🔵۳. گوهرهای مشترک و از اشک تا ابدیت
چه در دعای امام سجاد (ع) و چه در شعر این شاعران، سه گوهرِ جاودانه میدرخشد: 

۱. اشکِ فراق: 
   – امام (ع): «وَ أَسْأَلُکَ أَنْ لَا تَجْعَلَ هَذَا آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِیَامِنَا إِیَّاهُ» 
     (از تو میخواهم این، آخرین دیدار ما با روزه ات نباشد…). 
   – شاعران: گریه های سحر، یادگارِ وداع با رمضان است؛ مانند اشکهای سعدی شیرازی: 
     «گریه باید کرد بر رَمَضان / کز سرِ ما رفت و ندانیم کجاست».

۲. امید به بازگشت: 
   – امام (ع): «وَ ارْزُقْنَا صِیَامَهُ فِی أَعْوَامٍ مَّا بَقِینَا» 
     (توفیق روزه اش را در سالهای باقیمانده عمرمان به ما عطا کن…). 
   – شاعران: رمضانِ آینده، چون ستاره ای در افقِ انتظار میدرخشد؛ مانند شعر محمود درویش:

     «سَأَعُودُ إِلَیْکَ یَا رَمَضَانُ / کَالطَّفْلِ الَّذِي یَعْدُو إِلَى حِضْنِ الْأُمِّ»
     (باز خواهم گشت، ای رمضان! مانند کودکی که به آغوش مادر می شتابد…). 

۳. رمضان؛ آینهٔ جان:

   – امام (ع): «وَ اغْسِلْ عَنِّي دَنَسَ الْخَطِیئَاتِ بِطُهْرِ الْمَغْفِرَهِ»
     (پلیدی گناهانم را با پاکیِ آمرزشت بشوی…). 

   – شاعران: رمضان، فرصتی است برای نگریستن در آینهٔ خویش؛ مانند بیتِ اقبال لاهوری: 
     «رمضان آمد و در آیینهٔ دل دیدم خویش / زنگارِ گناهانم، به اشک شدم پاک!»

۴. رمضان؛ پروانه ای که همیشه میسوزد
 
وداع با رمضان، تنها پایان یک ماه نیست؛ فصلی است که آتشِ عشق را در جان برمی افروزد.
امام سجاد (ع) و شاعران به ما می آموزند: 
رمضان، پروانه ای است که هر سال میسوزد تا شمعِ وجود ما را روشن کند.

در وداع با او، نباید گریست؛ باید اشکها را به قطره های شبنمِ امید تبدیل کرد؛ چرا که رمضان، هرگز نمی میرد، تنها در جانهای ما به خوابی شیرین فرو میرود تا سالی دیگر، با نوای «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا…» بیدارمان کند.

بصیرتخوشاب #هوشمصنوعی

@khoshab1

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *