تصویر فانوس خوشاب از کودکان در آتش!
شهرستان خوشاب - بصیرت خوشاب - علی اکبرملکی -basiratkhoshab.ir
علی اکبر ملکی/ به گزارش بصیرت خوشاب اولین جشنواره فیلم فانوس در حالی در شهرستان خوشاب با حضور پر شور مردمی و حضور ۶۹ فیلم کوتاه در این جشنواره برگزار شد که تقریبا تمامی فیلم ها بر روی احساسات سوار شده بودند و زبانی انتقادی داشتند.
انتقادی ساده و کودکانه که بی پروا برای مسولان بیان شده بود ولی چون زبان کودکانه داشت مسولان نه ناراحت می شدند و نه برخی متوجه شدند و تحویل گرفتند.
اکران فیلم ” یک جعبه عشق” فیلمی با موضوع کمک به کودکان فلسطینی بود. فیلمی زیبا که کودکان شهرستان خوشاب با کندن دلبستگی از عروسک هایشان، تنها دارایی شان را با تحمل دوری از همدم و همزبانشان که هر روز آنها را بغل می کنند و شب ها با آنها به رختخواب می روند به کودکان فلسطینی برای شادی دل آنها اهدا کردند.
کودکانی که جنایت کاران صهیونیستی و اسرائیلی هر روز و و هر شب خانه و مدرسه و بیمارستان هایشان را بر سرشان خراب می کنند و اجازه نفس کشیدن برای آنها را ممنوع کرده اند.
“دلتنگ بابا” دومین فیلمی بود که حال روز کودکان یتیم مدافع حرم را به نمایش گذاشته بود که حتی شب ها نیز خواب داعش می دیدند و از نبود امنیت برای یک بازی ساده در پارک ها ترس و بیم داشتند.
و شاید هم برخی می خواستند امنیت را برای مردم معنا کنند و از خدمات نیروهای مدافع حرم سخن بگویند ولی معنایش برای کودکان چیز دیگری است.
فیلم سوم به نمایش درآمده در این جشنواره ” ملجأ ” نام داشت. فیلمی با موضوع آسیب های اجتماعی در حوزه خانواده های زندانیان و قتل های غیر عمد.
فیلمی که باید بارها و به کرات برای مسولان دادگستری ها و قضات ایرانی به نمایش دربیاورند تا درکشاناز مشکلات مردمی بالا برود و بفهمند که با قلمشان گاهی ممکن است چه بلایی بر سر مردم نازل کنند.
“ملجأ ” فیلمی است به زبان ساده که به مشکلات خانواده یک زندانی در بند پرداخته که ظاهرا شاکی خصوصی دارد و مادر خانواده با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کند.
فیلمی کوتاه و به زبان ساده که از سیب زمینی خوردن کودکان و غذا نخوردن مادر خانواده در کنار سفره فقیرانه همراه با کودکان فقر وبدبختی خانواده را به تصویر کشیده است.
فیلمی کوتاهی که نشان می دهد برخلاف برخی مسولان ایرانی که به فکر مردم و بدبختی هایشان نیستند مادر خانواده را نشان می دهد که برای یتیمان نیز اشتغال ایجاد کرده و بیان می کند در کنار سفره فقیرانه مردم جایی برای حل مشکلات یتیمان که برخی از مسولان دست رد به سینه آنها زده اند وجود دارد.
“ملجأ ” که به نویسندگی علی علیخانی و تهیه کنندگی کوثر قرائی نیا تهیه شده بود کاملا بر احساسات مخاطب سوار بود و از تیکه انداختن کودکان سر کوچه به دختران معصوم خانواده های زندانیان پرده می دارد و بهزبان کودکانه از مشکلات روحی و روانی این خانواده ها در زندگی اجتماعی در کنار فقر سخن می گوید. سخنی بی پروا که نیاز است مسولان قضایی در هنگام چرخاندن قلمشان برای زندان فرستادن و جریمه کردن مردم و صدور رای به همه عواقب کارشان فکر کنند و نگویند مامور هستند و معزول و فقط قانون اجرا می کنند.
بسیاری فکر می کنند مخاطب این فیلم کوتاه مردم هستند اما به نظر نگارنده بخش اصلی این فیلم سخنش با مسولان قضایی و دادگستری ها است که خانواده های زندانیان را به حال خود رها نکنند و از روی خشم و غضب رایی صادر نکنند که نفرینش دامنشان را بگیرد.
چهره معصومانه و کودکان حاضر در فیلم “ملجأ “دل هر بیننده ای را با وضعیتی که به نمایش درآورده بودند به رحم می آورد واحساسات مخاطبین را تحریک می کرد احساساتی پاک که نشان می دهد که کودکان معصوم در پای آتشی که بزرگان و مسولان به پا کرده اند خواسته یا ناخواسته می سوزند و نیازمند توجه و فریاد رسی برای دیدن مشکلاتشان در جامعه و حل آنها هستند.
این گزارش ادامه دارد….








