از عشقآبادِ دلسوزی تا عشقآبادِ جانفشانی…
۴ سال فریاد و مطالبه گری در خطبههای نماز جمعه، ۴ سال هزینه از طرف کسی که آبروی رسانه را نجات داد و جاده مرگ را زنده کرد…
امروز مردم ولایت مدار و شهید پرور خوشاب با پدر فرهنگیاش با اقامه آخرین نماز جمعه او در سلطانآباد وداع کردند.
به گزارش پایگاه خبری بصیرت خوشاب گرد و غبار کویر “عشقآباد” هنوز بر لباسش نشسته بود آن روزی که قدم به خوشاب گذاشت.
چهار سال قبل تیتر اول را فریاد زدیم: “امام جمعه از عشقآباد میآید!”. امروز، سوم مرداد سال ۱۴۰۴، تیتری تلختر مینویسیم: “امام جمعه به عشقآباد میرود!”.
فاصله این دو “عشقآباد” – از منطقه ای کویری تا حوالی نیشابور – نه فقط فاصله ای جغرافیایی که نمادی است از فاصلهای به طول چهار سال که جوانی او را در خوشاب گرفت.
سپر آهنین آزادی بیان
حجتالاسلام مرتضی تیجانی تنها خطیب جمعه نبود؛ مدافع رسانهها و خبرنگاران بود.
وقتی در سال گذشته دستبند به دست “خبرنگار مظلوم ” در دادگستری خوشاب زدند: – با سکوت سازش نکرد – آبرو و جانش را کف دست گرفت – با ارسال ضامن، آزادی فوری خبرنگار را محقق ساخت. – از مدیرمسئول “بصیرت خوشاب” دفاع جانانه کرد.
و صدور رأی شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور به نفع خبرنگار، حقانیت دفاع او از امر به معروف و نهی از منکر را در شرایطی که بسیاری سکوت کرده بودند با پیروزی تاریخی رقم زد.
سه جبهه نبرد: جاده، فرهنگ، درمان
تیجانی از روز نخست، سه بحران شهر را هدف گرفت:
۱. نبرد مرگبار با جاده قتلگاه
جاده های ترانزیتی شهرستان خوشاب با آمار بالای تصادفات مرگبار، کابوس شهر بود. او با ۳۶ ماه پیگیری بیامان در خطبههای جمعه و ثبت صدها گزارش رسانهای کار را به جایی رساند که از تهران تماس گرفتند: “مگر کار دیگری ندارید که مدام پیگیر مشکلات جاده های خوشاب شده اید؟!”
اخذ ماده ۲۳ برای احداث باند دوم پس از ۱۵ سال تأخیر و تنها ۲ کیلومتر آسفالت، پیروزی تاریخی را قبل از رفتنش برای خوشاب رقم زد!
انقلاب فرهنگی خاموش
– زیارت ال یاسین پنجشنبهها در دفتر امام جمعه باشکوهترین گردهمایی هفتگی نوجوانان تا پیران در سلطانآباد شد.
کمک و پیگیری تبدیل خوشاب به قطب قرآنی و مهدویت در غرب خراسان با تربیت دهها حافظ قران و مربی مهدویت در مؤسسه قرانی ربیعالانام در تاریخ ثبت شد.
– پیگیری و اجرای طرح شمیم برای کاهش آمار خودکشی و کاهش آسیب های اجتماعی از مهم ترین اقدامات او بود.
– تفسیر ۳۰ روزه ادعیه ماه مبارک رمضان، از پرمخاطبترین محتواهای مذهبی بود که با صدای دلنشینش، سحرگاهان روزه داران در انتظار شنیدن و مناجات با خدا بودند.
درمان دردهای بیدرمان
– پیگیری مستمر پروژههای درمانی مغفولمانده و پیگیری مشکلات کوچک و بزرگ مردمی با سرکشی هفتگی از رزمندگان،خانواده شهدا و جانبازان دوران ۸ ساله دفاع مقدس،سرکشی و عیادت از بیماران در روستاها و شهرها از مهم ترین برنامه های منظم هفتگی امام جمعه خوشاب بود که برکات زیادی در این شهرستان بر جای گذاشت.
فداکاریهای پنهان: وقتی جیب امام جمعه خرج شهر شد
تیجانی خیلی از اوقات فراتر از وظایف رسمی عمل می کرد:
– تأمین برخی هزینه های برگزاری کلاسهای مهدویت و قرآنی در روستاها از جیب شخصی (بدون اطلاع عموم) و پرداخت برخی از هزینههای دفتر امامت و ستاد نماز جمعه شهرستان خوشاب هنگام خودداری برخی از مسئولان در کمکها که مطابق قانون وظیفه داشتند به وظایفشان عمل کنند و نکردند بخشی از ناگفته های زندگی و حضور این دکتر و متخصص حوزه علوم دینی و طلبه ساده زیست و متواضع در دوران چهار ساله خدمتش در خوشاب است.
پدری که همهکاره شد!
اعتماد مردم به این طلبه و روحانی ساده زیست و مردمی که عاشق ولایت و رهبری و امام زمان(عج) است چنان افزایش یافته بود که: – قطعی آب و برق را از او مطالبه میکردند
– در شبکههای اجتماعی فریاد میزدند: “آقای امام جمعه چرا پیگیری نمیکنید؟!”
آقای امام جمعه پارک محله ما اسباب بازی و تاب و سرسره ندارد؟!
و او همه را با متانت و صبوری از مسولان اجرایی پیگیری و حتی گاها در گروههای که بعضا به جایگاه و شخصیت او بی احترامی کرده بودند پاسخ می داد.
خطبههای جوانپسندش با بالاترین آمار و بازدید های چند صد هزار نفری در “بصیرت خوشاب” نشان از محبوبیت سخنان او و خطبه هایش داشت.
خودش در پاسخ به این اقبال مردمی میگفت: “هَـٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّی…”
و رفتنی تلخ: وقتی سکوت، بلندتر از فریاد است …
اشک های بی صدای مردم در آخرین خطبه نماز جمعه اش برای وداع با او و رفتنش به شهری دیگر گویای همه چیز بود.
او از خوشاب می رود ولی درختانی که در حوزه فرهنگ این شهرستان در دل های مؤمنین کاشت چند سال دیگر میوه خواهد داد و شاید هم زودتر.
#بصیرتخوشاب @khoshab1







